امروز:
چهار شنبه 1 آذر 1396
بازدید :
738
ريشه قرباني کردن در اسلام

قرباني يک عبادت و از شعائر اسلام است و در مقابل ديگر عبادت ها از جايگاه و اهميت خاصي برخوردار است.
از نظر معني لغوي هر آن چيزي است که وسيله تقرب و نزديکي به خداوند متعال باشد خواه آن چيز ذبح حيوان باشد يا ديگر صدقات. در عرف عام به آن حيوان خاص قرباني گفته مي شود که به خاطر رضاي خداوند در روزهاي عيد قربان مسلمانان آن را ذبح مي کنند.
ذبح قرباني جهت تقرب پروردگار از زمان ابوالبشر حضرت آدم ـ عليه السلام ـ شروع شد وقتي که دو فرزندش هابيل، قوچي و قابيل مقداري گندم را به عنوان قرباني به بارگاه خداوندي تقديم نمودند، به دستور و روال آن زمان صاعقه اي از آسمان قرباني هابيل را سوزاند که اين علامت قبوليت بود و قرباني قابيل به حال خود باقي ماند.
در قرآن مجيد اين واقعه تاريخي چنين آمده است: «إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ؛[1] وقتي که (هابيل و قابيل پسران آدم) قرباني تقديم کردند از يکي (هابيل) پذيرفته شد و از ديگري (قابيل) پذيرفته نشد».
قرباني به عنوان شعار دين و آيين و مشروعيت آن به زمان حضرت آدم بر مي گردد اما وقتي که واقعه بي نظير و شگفت انگيز حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ پيش آمد که در آن واقعه ايشان براي ذبح و قرباني کردن يکتا فرزندش اسماعيل ـ عليه السلام ـ اقدام فرمود و از اين امتحان الهي سربلند بيرون آمد قرباني جايگاه و اهميت ويژه اي را در اديان سماوي کسب کرد. داستان مذکور در سوره صافات قرآن مجيد آمده است.
در اين آيات آمده است: «قد صدقت الرّءيا انا کذلک نجزي المحسنين انّ هذا لهو البلاء المبين و فديناه بذبح عظيم؛[2] او را ندا داديم که اي ابراهيم، رؤياي خود را حقيقت بخشيدي و ما نيکوکاران را چنين پاداش مي دهيم راستي که اين همان آزمايش آشکار بود و او را در ازاي قرباني بزرگي باز رهانيديم».
براي اين که برنامه ابراهيم ـ عليه السلام ـ ناتمام نماند خداوند قومي بزرگ فرستاد تا قرباني کند و سنتي براي آيندگان در مراسم حج و سرزمين منا از خود بگذارد.
از آن چه بيان شد معلوم مي شود که ريشه قرباني کردن از زمان آدم ابو البشر بوده و پيامبران بعد از او نيز اين کار را انجام مي داده اند.
اما زماني که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به پيامبري مبعوث گرديد اين سنت پيامبران به آئين خرافاتي و غلط آميخته شده بود. شيوه مردم در زمان جاهليت چنان بود که پس از ذبح يا نحر کعبه را به خون قرباني مي آلودند و قسمتي از گوشت آن را بر خانه کعبه مي آويختند تا خداوند آن را قبول کند.[3]
اما اسلام حرمت خاصي براي قرباني قرار داد که به آن در اين آيه اشاره شده است: «لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ القائد؛[4] شعائر خدا را حلال مشماريد و نيز چهار ماه حرام را حلال مشماريد و نيز کشتن و خوردن قرباني هاي بي نشان مردم و قرباني هاي نشان دار آنان را حلال ندانيد».
منظور آيه اين است که به شعائر يعني اعلام حج و مناسک آن بي احترامي نکنيد و حرمت ماه هاي حرام را نگه داريد و قرباني هايي که ديگران براي ذبح مي برند و احياناً گم مي شوند را نکشيد و نخوريد. چرا که اين بي موالاتي و بي احترامي به مقام و منزلت پروردگار است.[5]
و سپس خداوند در طرد آن سنت زشت جاهلي و براي بيان تقربي که حاصل قرباني است و چه بسا به همين جهت به قرباني موسوم شده مي فرمايد: «لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَکن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنکمْ».[6] زيرا آيه شريفه کعبه را از سنن جاهلي مزبور پيراسته مي دارد و از طرفي در دفع اين پندار که چون خداوند از جهانيان بي نياز است پس نحر و ذبح بر حج گزار واجب نيست. اين نکته را اظهار مي دارد که اصل قرباني لازم است اگر چه خداوند از آن بي نياز است و آن چه از اين قرباني به خداي سبحان مي رسد گوشت يا خون نيست بلکه روح کردار و جان عمل، که همان تقواست به حضرتش مي رسد.[7]
در اسلام قرباني به چند جهت ذيل انجام مي شود.
نوع اول قرباني که در مراسم حج واجب مي شود و هر حاجي بايد با شرايط خاص گوسفند يا شتر يا گاوي را قرباني کند.[8]
نوع دوم: مربوط به کفارات حج است که براي کفّاره برخي از اعمال که در حال احرام انجام داده اند بايد قرباني کنند.[9]
نوع سوم: قرباني که بر اساس نذر واجب مي شود يعني نذر مي کند که اگر بيمار شفا يافت گوسفند يا گاو يا شتري را قرباني کند.
و امّا نوعي از قرباني نيز وجود دارد و آن نوع مستحبي آن است. توضيح اين که در روز عيد قربان هر سال چه براي حاجي و چه غير حاجي چه در مني و چه در شهر ها، مستحب است گوسفند قرباني کند که آن را در کلام عرب اضحيه گويند و بر استحباب آن در شرع مقدس تاکيد شده به طوري که بعضي از فقها آن را واجب دانسته و خداوند آن قرض را يقيناً ادا مي کند. و شرايط آن هم همان شرايط قرباني واجب است.
روزهاي اضحيه براي کسي که در منا باشد چهار روز که اوّل آن عيد قربان است و براي کسي که در شهرها باشد 3 روز است.[10] نوعي از قرباني مستحب نيز براي کودکي که تازه به دنيا آمده انجام مي شود که عقيقه نام دارد و بر آن تاکيد فراوان شده است.
در آيه 107 سوره صافات آمده است « وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ» که منظور از فديناه اين است که چيزي به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص يا از چيز ديگر قرار داده شود و لذا کفاره اي را که بعضي از بيماران، به جاي روزه مي دهند فديه ناميده مي شود.[11]
بنابر اين مي توان اين گونه براي انواع قرباني ها توجيه کرد که:
اولاً براي شخصي که قرباني مي کند رفع بلا و دفع ضرر از مال و جانش مي باشد.
ثانياً اين قرباني ها همان طور که از نامش پيداست انسان را به خدا نزديک مي کند چنان چه در آيه 37 سوره حج آمده که گوشت و خون قرباني به خدا نمي رسد اما تقواي شما به خدا مي رسد و اين همان تقرّبي است که از قرباني نزد خداوند متعال نصيب شخص مي شود.
ثالثاً روايتي آمده است که: ابي بصير از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل مي کند که از حضرت پرسيدم علت قرباني کردن چيست؟ فرمود همانا قرباني گناهان صاحبش را مي ريزد و باعث آمرزش آن ها مي شود هنگامي که اولين قطره خونش بر زمين مي ريزد، همانا خداوند از غيب مي داند چه کسي از او مي ترسد و تقوا را رعايت مي کند.[12]
رابعاً: در حديثي از امام باقر ـ عليه السلام ـ مي خوانيم: «ان الله عزوجل يحب اطعام الطعام و اراقة الدماء، خداوند عزوجل قرباني کردن و طعام دادن را دوست دارد».[13]
يعني علاوه بر خواصي که براي صاحب قرباني دارد ديگران نيز از گوشت قرباني بهره مي برند و از گوشت قرباني فقرا و مساکين و کساني که تمکن مالي براي خريد گوشت را ندارند از آن بهره مند مي شوند.

پی نوشت ها:
[1] . مائده / 27.
[2] . صافات / 105 ـ 106 ـ 107.
[3] . بحار الانوار، ج 67، ص 275.
[4] . مائده / 2.
[5] . علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج 5، ص 264، ذیل آیه 2 سوره مائده.
[6] . حج / 37.
[7] . جوادی آملی، صهبای حج، نشر اسرا، چاپ ششم، 1384، ص 454.
[8] . ر.ک: الخمینی ـ رحمه الله علیه ـ، روح الله، تحریر الوسیله، ج 1، کتاب حج، قم، موسسه نشر الاسلامی، ص 409.
[9] . همان، ص 411.
[10] . قاروی تبریزی، حسن، شرح لمعه دمشقیه، قم، انتشارات داوری، ج 7، ص 106.
[11] . جمعی از نویسندگان زیر نظر استاد آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، نشر دارالکتب الاسلامیه، ج 19، ص 116.
[12] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 10، ص 174.
[13] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 16، ص 374.

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات ـ حوزه علمیه قم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :